نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II: درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸ (بخش ششم)

۲۰ فروردین ۱۳۹۴ Comments off

نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II: درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸ (بخش ششم)

Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis: Band II

Rutherford-Gedenkvorlesung 1958

mit einem Vorwort von: Aage Bohr

Aufsätze und Vorträge aus den Jahren 1958-1962/Friedrich Vieweg und Sohn/Wiesbaden/Braunschweig, 1966

نوشته‌ها و گفتارها از سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲، فریدریش فی‌وگ و پسر/ براونشوایگ/۱۹۶۶

پیشگفتار از: ائه بور

Atomphysik und menschliche Erkenntnis II: Aufsätze und Vorträge aus den Jahren 1958-1962

برای دیدن نسخۀ اصلی، بنگرید به: http://sdrv.ms/Yz8tM

Niels Bohr Collected Works – ScienceDirect.com

نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری (جلد دوم)

Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis II

Rutherford-Gedenkvorlesung 1958

درس یادبود رادرفورد (۱۹۵۸)*

خاطراتی از بنیان‌گذار فیزیک هسته­ای و از سیر کارهایش

برای دیدن بخش اوّل، دوم، سوم، چهارم، و پنجم بنگرید به:نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II: درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸ (بخش اوّل، دوم، و سومنیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II : درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸(بخش چهارم)، نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II: درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸(بخش پنجم)

هر فیزیک‌دانی مسلّماً آن سلسله از پژوهش‌های عالی چشم‌گیری را می­شناسند که رادرفورد با آن‌ها، تا واپسین لحظۀ عمر خود، دانش ما از خصوصیّات و ساختار هستۀ اتم را بارورتر کرد. به‌این دلیل می­خواهم در اینجا تنها برخی از خاطرات خود از آن دهه‌هایی را ذکر کنم که طیّ آن‌ها بیشتر فرصت داشتم تا کارم در آزمایشگاه کاوندیش را دنبال کنم و در گفتگوهای خود با او، با افکارش، و با مسائلی که او و همکارانش را به خود مشغول کرده بود، آشنا شدم.

رادرفورد با شهود ژرفی که داشت پیش‌هنگام مسائل تازه و شگفتی را درک می­کرد که وجود و پایداری هسته­های مرکّب مطرح می­کرد. از همان زمانی که در منچستر بود، به این موضوع اشاره می­کرد که هر راه‌حلّی بر این مسائل فرض نیروهای با بُرد کوتاه میان اجزاء ساختاری هسته را پیش می‌کشد که اساساً از نوع دیگری است که با نیروهای الکتریکی که میان ذرّات باردار دست اندر کار دارد فرق می‌کند. او با این قصد تا نیروهای خاصّ درون هسته را بکاود، در اوّلین سال‌های ورود به کمبریج به همراه چادویک به پژوهش‌های بنیادی دربارۀ پراکندگی بی‌هنجار پرتوهای آلفا-α به هنگام برخورد با هسته­ ‌پرداخت.

هرچند این پژوهش‌ها مصالح تازۀ بسیار مهمّی ارائه داد، امّا این عقیده بیش‌ازپیش قوّت می‌گرفت که برای مطالعۀ جامع‌تر مسائل هسته­ای چشمه‌های طبیعی پرتوهای آلفا-α کافی نیست و شاید مطلوب این باشد تا ذرّاتی با انرژی زیاد را که از یون‌هایی از راه شتاب مصنوعی به‌دست آمده باشد، دراختیار بگیریم. اگرچه چادویک پافشاری می‌کرد تا به فکر ساخت شتاب‌دهندۀ مناسب باشیم، رادرفورد چندین سال درنگ کرد، زیرا نمی­خواست آزمایشگاهش به چنین کار پرخرج و بزرگی بپردازد. این نظر رادرفورد کاملاً درست بود، اگر آن نتایج عظیمی را درنظر بیاوریم که او تا آن زمان با وسایل کمکی تجربی بسیار کم‌خرج خود به‌دست آورده بود. این کار که بخواهیم با چشمۀ تابش‌های پرتوزای طبیعی رقابت کنیم، در آن زمان به‌یقین بسیار باورنکردنی می‌آمد. امّا درپی پیشرفت‌های نظریّۀ کوانتومی و نخستین کاربرد آن در مسائل هسته‌ای، این دیدگاه­ها هم تغییر کرد.

رادرفورد خود در سال ۱۹۲۰ در دومین درس بیکر به مشکلاتی اشاره کرده بود که تفسیر گسیل پرتوهای آلفا -α از هسته­ بر پایۀ تصوّر مکانیکی ساده‌ای با خود همراه داشت. این تصوّر در توضیح پراکندگی ذرّات آلفا-α در هسته­ بسیار سودمند می‌نمود، زیرا سرعت ذرّات  گریخته‌ازمرکز  آنقدر بزرگ نبود تا بتواند با غلبه بر دافعۀ الکتریکی ازنو در هسته­ وارد شود. این امکان که ذرات می‌تواند از مانع پتانسیلی رد شود، خیلی زود نتیجه­ای از مکانیک موجی به‌حساب آمد؛ در سال ۱۹۲۸، گاموف در گوتینگن و کوندون و گرنی در پرینستون بر همین اساس توضیحی کلّی بر واپاشی آلفا-α پیدا کردند. آن‌ها حتّی توانستند رابطۀ میان طول عمر هسته و انرژی جنبشی ذرات آلفا-α منتشرشده را با همۀ جزئیّات آن به‌دست آورند که گایگر و ناتول در همان زمان­های آغازین کار در منچستر به‌طور تجربی پیدا کرده بودند.

هنگامی که گاموف در تابستان ۱۹۲۸ نزد ما به کپنهاک آمد، به کار پژوهش دربارۀ واردشدن ذرّات باردار به داخل هسته­ از راه اثر تونل برعکس می‌پرداخت. او این کار را در گوینتگن آغاز کرده بود و با هوترمانس و ات‌کینسون هم در این باره بحث کرده بود، به‌طوری‌که این دو به این نتیجه رسیده بودند که شاید چشمۀ انرژی خورشید را بتوان به تبدیلات هسته­ای مربوط دانست که از برخورد فوتون­ها در سرعت­های حرارتی زیاد به وجود می­آید که بنا بر نظر ادینگتون این چشمه در درون خورشید است.

گاموف در دیدار کوتاهش در ماه اکتبر سال ۱۹۲۸ از کمبریج، از انتظارات تجربی‌اش،که برآمده از تفکّرات نظری­اش بود، با کوک‌کرافت حرف زده بود که خود با برآوردهای مفصّلش به این امکان یقین پیدا کرده بود که اگر پروتو­هایی به هسته­های سبک شلیک کنیم که انرژی‌ای بسیار کمتر از انرژی ذرّات آلفا-α از مواد پرتوزای طبیعی داشته باشد، می­توان اثرهای مشاهده­‌پذیری به‌دست آورد. امّا از آنجایی که نتیجۀ این کار بسیار نویدبخش می‌نمود، رادرفورد با این پیشنهاد کوک‌کرافت موافقت کرد تا شتاب‌دهنده‌ای با ولتاژ بالا برای چنین آزمایش­هایی بسازند. کوک‌کرافت در اواخر سال ۱۹۲۸ شروع به ساخت دستگاه کرد و کارش را با والتون تا سال بعد ادامه داد. نخستین آزمایش‌های آن‌ها که در ماه مارس ۱۹۳۰ با پروتون‌های شتاب‌دار آغاز شد، ‌نتیجه­ای نداد، درحالی‌که در پی پرتوهای گاما-γ بودند، که باید به‌عنوان نتیجه برهم‌کنش پروتون­ها با هسته­هایی که پروتون به آن‌ها شلیک شده است، به‌دست می‌آمد. امّا دستگاه را می­بایستی از هم باز می‌کردند، چون محّل آزمایشگاه عوض می­شد؛ و چنانچه می‌دانیم در ماه مارس ۱۹۳۲ تولید ذرّات آلفای-α سریع با شلیک پروتون به هستۀ لیتیوم میسّر شد.

این آزمایش­ها مرحلۀ تازه‌ای با نتایج بسیار مهمّی را گشود، زیرا طیّ آن هم شناخت ما از واکنش­های هسته­ای و هم تسلّط ما به فنّاوری شتاب‌دهنده‌ها سال‌به‌سال به سرعت افزایش می­یافت. نخستین آزمایش­های کوک‌کرافت و والتون به نتایجی رسید که ازهرنظر بسیار مهمّ بود. این نتایج نه تنها پیش­بینی‌های نظریّۀ کوانتومی دربارۀ وابستگی مقطع واکنش‌ها از انرژی پروتون‌ها را جزء‌به‌جزء تأیید می‌کرد، بلکه رابطۀ میان انرژی جنبشی پرتوهای آلفا -α گسیل‌شده و جرم­ ذرّات فعّال را نشان می‌داد که در آن زمان به‌سب کار هوشمندانۀ آستون در ساخت طیف‌نگار جرمی، که دقّت کافی هم داشت، ممکن شد. این دلیل درواقع نخستین بررسی تجربی رابطۀ مشهور اینشتین میان انرژی و جرم بود که او خود سال­ها پیش براساس دلایل مبتنی بر نسبیّت به آن‌ها رسیده بود. در اینجا لازم نیست تا اهمیّت این رابطه در پیشرفت­های بعدی تحقیقات هسته­ای را یادآوری کنیم.

داستان کشف چادویک از نوترون هم همین ویژگی‌های هیجان‌برانگیز را داشت. این نکته هم مشخّصۀ اشراف گستردۀ رادرفورد است که پیش‌هنگام به وجود جزء سنگین ساختاری خنثایی در هسته پی برده بود که جرمش نزدیک جرم پروتون بود. اندک‌اندک هم روشن شد که این فکر درواقع کشف آستون از ایزوتوپ­های همۀ عناصر با جرم اتمی‌ای را، که به‌تقریبی مضربی از جرم اتمی هیدروژن است، می‌تواند توضیح دهد. رادرفورد و چادویک با مطالعات گوناگون خود از تبدیلات هسته­ای که  پرتو-α سبب شده بود، به جستجوی گستردۀ دربارۀ دلایلی بر وجود چنین ذرّه­ای برآمدند. این مسئله امّا با مشاهدات بوته و ژولیو- کوری از  پرتوی نافذ به‌عنوان نتیجه‌ای از بمباران بریلیوم با ذرّات آلفا-α به اوج خود رسید. درآغاز چنین فرض ‌می‌شد که این پرتو از جنس پرتو گاماست، امّا چادویک به سبب آشنایی زیادش با وجوه گوناگون پدیده­های تابش به‌روشنی دریافت که این نتایج تجربی با این فرض سازگار نیست.

 برپایۀ تحقیقی استادانه­، که شماری از خصیصه‌های تازۀ پدیده­ها را آشکار می‌کرد، چادویک درواقع نشان داد که در اینجا با تبادل انرژی و ضربه از راه ذرّۀ خنثایی سروکار داریم که جرم آن طبق اندازه­گیری­های خودش کمتر از  ۱/۱۰۰۰ با جرم پروتون تفاوت داشت. سادگی‌ای که نوترون­- در مقایسه با ذرّات باردار- داشت تا از مادّه عبور کند، و بی‌آنکه انرژی‌ای به الکترون‌ها منتقل شود، در هستۀ اتم نفوذ کند، بر کشف چادویک این امکانات زیاد را گشود تا انواع تازه‌ای از تبدیلات هسته­ای را به وجود آورد. برخی از موارد بسیار چشم‌گیر چنین اثرات تازه‌ای را فدر خیلی زود در آزمایشگاه کاوندیش نشان داد، به‌طوری‌که از عکس­های خود در اتاقک ویلسون هسته‌هایی از ازت را یافت، که پس از بمباران با نوترون با گسیل ذرّات آلفا-α دچار واپاشی شده بود. و چنانچه می‌دانیم، مطالعات بیشتری که در بسیاری از دیگر آزمایشگاه­ها با همین روش‌ها انجام شد به‌سرعت بر شناخت ما از ساختار هسته و فرایند تبدیلات هسته‌ای افزود.

 در اوایل سال ۱۹۳۲، به‌رسم معمول هر ساله، اجلاسی در مؤسّسۀ کپنهاگ برگزار کردیم که سبب خوشحالی ما شد، چون بسیاری از همکاران پیشین خود را دور هم جمع کرده بودیم. بحث­ها هم طبیعتاً همگی دربارۀ کشف نوترون بود و یکی از نکات اصلی بحث هم این وضع به‌ظاهر شگفت بود که در عکس­های زیبای اتاقک ویلسون که دی فراهم آورده بود، به‌هیچ‌وجه نشانی از برهم‌کنش میان نوترون­ و الکترون‌هایی که با اتم پیوند داشت، دیده نمی­شد. دراین‌باره این‌طور گفتیم، که به‌دلیل وابستگی مقطع واکنش از جرم کاهش‌یافتۀ ذرّاتی که به‌هم برخورد می‌کند، آن­طور که خواستۀ نظریّۀ کوانتومی است، این امرواقع با فرض برهم‌کنشی با گسترۀ کم میان نوترون و الکترون با شدّتی مانند شدت میان نوترون و پروتون تناقض ندارد. چند روز بعد، نامه­ای از رادرفورد به دستم رسید که در آن او درحاشیه به این نکته اشاره کرده بود، و من هم نمی‌توانم جلوی خود را بگیرم تا متن کامل آن را در اینجا نیاورم:

بیست‌و‌یکم آوریل ۱۹۳۲،

بور عزیزم،

خوشحالم که با بازگشت فاولر به کمبریج از همۀ شما خبر دار شدم و شنیدم که شما دوستان قدیمی دور هم حسابی جمع شده بودید. من هم علاقه‌مند شدم تا از نظریّۀ تو از نوترون بشنوم. دیدم که گاردین منچستر آن را خیلی خوب شرح داده بود؛ خبرنگار علمی آن، کراودر در این مسائل خیلی وارد است. بسیار خوشحالم که تو به نوترون با حسن‌نیّت نگاه می‌کنی. گمان می­کنم که دلایلی که چادویک و دیگران به‌سود وجود آن پیدا کرده­اند، تا آنجایی‌که به نکات اصلی مربوط است،کامل است. امّا آنچه هنوز محلّ مناقشه است این است که چقدر یونش تولید می‌شود یا باید تولید شود تا بتوان مسئلۀ جذب را توضیح داد، درصورتی‌که از برخورد با هسته صرف‌نظر کنیم.

 باران هم که نمی­بارد، بلکه شُرشُر می­آید؛ و برایت باید از پیشرفت دل‌انگیزی هم بگویم که هفتۀ آینده در مجّلۀ نیچر خبر کوتاهی از آن چاپ خواهد شد. می­دانی که ما آزمایشگاهی با ولتاژ بالا داریم که در آن می‌توانیم به‌سادگی جریان مستقیمی تا ۶۰۰۰۰۰ ولت تولید کنیم. همین اواخر هم در اینجا کنش بمباران عناصر سبک با پروتون­ را بررسی کردیم. پروتون به سطحی از مادّه می­خورد که زاویۀ ۴۵ درجه با محور لوله داشت و اثرهای تولیدشده را هم از پهلو به روش سوسوزنی مشاهده می­کردیم، درحالی‌که پردۀ سولفید روی را با میکا به‌خوبی پوشانده بودیم تا جلوی پروتون­ را بگیرد. با لیتیوم هم به سوسوزنی‌های برِّاقی رسیدیم که در نزدیکی ۱۲۵۰۰۰ ولت شروع می­شد و به‌سرعت هم با افزایش اختلاف پتانسیل بالا می‌رفت تااینکه توانستیم به چندصدتا در دقیقه با جریانی از پروتون با چند میلی‌آمپر برسیم. ذرات آلفا-α درعمل به‌طور آشکار مستقلّ از جریان بود، و بردی ثابت برابر با ۸ سانتی‌متر در هوا داشت. ساده­ترین فرض این است که لیتیوم- ۷ یک پروتون می­گیرد و با گسیل دو ذرّۀ آلفای- α معمولی دچار واپاشی می‌شود. با این فرض همۀ انرژی‌ای که آزاد شده است چیزی درحدود ۱۶ میلیون ولت است و این مرتبۀ بزرگی درستی به نسبت تغییرات جرم است، مشروط برآنکه پایستگی انرژی پیش‌فرض باشد.

بعد هم ناگزیر به انجام آزمایش­های به‌خصوصی شدیم تا نوع ذرّه را بررسی کنیم، امّا به‌دلیل روشنایی سوسوزن و ردّ اتاقک ویلسون باید بگوییم که شاید ذرّۀ آلفا-α داشتیم. در روزهای اخیر هم با آزمایش­های مشابهی با بور و فلور به نتایج مشابهی رسیدیم، امّا بُرد ذرّات کوچک­تر بود، هرچندکه مانند ذرّات آلفا-α به‌نظر می­رسید. شاید امکان داشته باشد که بور- ۱۱ یک پروتون بگیرد و در سه ذرّۀ آلفا وابپاشد، در حالی‌که فلور به اکسیژن و یک آلفا واپاشیده می‌شود. تغییرات انرژی با این نتایج تطابق دارد. یقین دارم که تو هم به این نتایج تازه علاقه‌مندی، و امیدمان هم این است تا این مسئله را در آیندۀ نزدیک دنبال کنیم.

روشن است که ذرّات آلفا-α، نوترون­ها و پروتون­ها به‌احتمالی انواع گوناگون واپاشی را سبب می‌شود و این هم اهمیّت دارد که این نتایج تاکنون تنها در (۳+۴n) عنصر مشاهده شده است. این‌طور به‌نظر می­رسد گویاکه افزودن چهار پروتون بی‌درنگ یه تشکیل یک ذرّه آلفا-α و واپاشی آن می‌انجامد. باوجوداین گمان می­کنم که به همۀ مسئله باید بیشتر ‌به‌عنوان نتیجه‌ای از رویدادی منفرد، و نه از مراحل آن، نگاه کرد.

بسیار خوشحالم که آن تلاش‌ها­ و زحمات در راه تولید اختلاف پتانسیل­های بالا، با آن نتایج مهم و پراهمیّت تلافی شد. درواقع آن‌ها می­بایستی آن اثر را حدود یک سال پیش دیده باشند، اما در آن زمان نتوانستند آن را جمع‌وجور کنند. تو هم می­توانی به‌یقین پیش خودت به‌سادگی مجسّم کنی که این نتایج می­تواند تحقیق جامع تبدیلات را به‌طور کلّی دربر بگیرد.

حال همۀ ما هم در منزل خوب است، و فردا هم تدریسم شروع می­شود. با بهترین آرزوهایم برای تو و خانم بور.

ارادتمند تو، رادرفورد

بریلیوم چند اثر عجیب از خود نشان می­دهد که اوّل باید از آن‌ها اطمینان پیدا کنم. امکان دارد که بعداً در بحث‌هایم به این آزمایش­ها دربارۀ هسته در “انجمن سلطنتی” در روز پنجشنبه، بیست‌و‌پنجم آوریل اشاره کنم.

هنگام خواندن این نامه باید مسلّماً بدانیم که من به‌سبب ملاقات­های قدیمم در کمبریج با کارهایی که در آزمایشگاه کاوندیش انجام می‌شد، آشنا بودم، به‌طوری‌که رادرفورد دیگر لازم نمی‌بیند تا از سهم فردی هر یک از همکارانش نامی ببرد. این نامه درحقیقت بیان صریح سرشار از شادمانی‌ از دستاوردهای آن سال‌ها و غیرتی است که او با آن نتایج آن کارها را پی می‌گیرد.

 * * * *

* متن حاضر ویرایش کامل آن درسی است که در یکی از نشست­های انجمن فیزیک لندن در کالج سلطنتی علم و فنّاوری در بیست‌و‌هشتم نوامبر ۱۹۵۸ بدون نوشته ارائه شده است.

——————————————————————————

 فهرست مطالب:نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری (جلد دوم):

  •  فیزیک اتمی و فلسفه: علیّت و مکملیّت: نوشته‌ای برای “فلسفه در میانۀ سده”، فلورانس، ۱۹۵۸؛ بنگرید به: نیلس بور: فیزیک اتمی و فلسفه
  •  یکپارچگی شناخت بشری: سخنرانی در همایش “بنیاد اروپایی فرهنگ”، در کپنهاگ، اکتبر ۱۹۶۰، اروپا، ماهنامه سیاسی، علمی، فرهنگی، اوت ۱۹۶۱؛ بنگرید به: نیلس بور: یکپارچگی شناخت بشری
  •  وابستگی علوم به یکدیگر: سخنرانی در همایش بین‌المللی علوم داروسازی در کپنهاگ، اوت ۱۹۶۰؛ نیلس بور: وابستگی علوم به یکدیگر
  •  نور و حیات – یک‌بار دیگر: سخنرانی نیلس بور در آیین گشایش مؤسّسۀ ژنتیک دانشگاه کلن، ژوئن ۱۹۶۲؛ نیلس بور: نور و حیات – یک‌بار دیگر
  •  درس یادبود رادرفورد، ۱۹۵۸: یادبود بنیان‌گذار فیزیک هسته‌ای، ۱۹۶۱

فهرست مطالب جلد دوم به زبان آلمانی:

Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis: Inhaltsverzeichnis (Band II)

 Atomphysik und Philosophie — Kausalität und Komplementarität 1

Beitrag zu „Philosophy in the Mid-Century”, herausgegeben von R. Klibansky. La Nuova Italia Editrice, Florenz 1958. Max Planck Festschrift, VEB Verlag der Wissenschaften, Berlin 1958.

Die Einheit menschlicher Erkenntnis 8

Vortrag auf dem Kongress der „Fondation Européenne de la Culture” in Kopenhagen, Oktober 1960. Europa, Monatszeitschrift für Politik, Wirtschaft, Kultur, August 1961.

Die Verbindung zwischen den Wissenschaften 17

Vortrag auf dem Internationalen Kongress der Pharmazeutischen Wissenschaften in Kopenhagen, August 1960.

Licht und Leben — noch einmal 23

Vortrag anlässlich der Einweihung des Instituts für Genetik der Universität Köln, Juni 1962. Unvollendetes Manuskript. Die Naturwissenschaften 50, 725, 1963.

Rutherford-Gedenkvorlesung 1958: Erinnerungen an den Begründer der Kernphysik und an die von seinem Werk ausgehende Entwicklung 30

1961 vollendete Ausarbeitung einer auf der Sitzung der „Physical Society” in London im Imperial College of Science and Technology am 28. November 1958 ohne Manuskript gehaltenen Vorlesung.. Proceedings of the Physical Society, London, 78, 1083, 1961.

Die Entstehung der Quantenmechanik 75

Beitrag zu „Werner Heisenberg und die Physik unserer Zeit”. Verlag Friedr. Vieweg & Sohn, Braunschweig 1961.

Die Solvay-Konferenzen und die Entwicklung der Atomphysik 80

Vortrag auf der 12. Solvay-Konferenz in Brüssel, Oktober 1961. In „La Théorie Quantique des Champs”, Interscience Publishers, New York 1962.

فهرست مطالب: نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری (جلد اوّل):

Atomphysik und menschliche Erkenntnis ALEPH/NBAlibrary، http://www.worldcat.org/oclc/488876558

مقدّمۀ مترجم: ص ۹؛ دربارۀ مؤلّف: ص ۱۱؛ پیشگفتار: ص ۱۳؛ درآمد: ص ۱۵؛ نور و حیات (اوت ۱۹۳۲): ص ۱۹؛ زیستشناسی و فیزیک اتمی (اکتبر ۱۹۳۷): ص ۳۳؛ فلسفۀ طبیعی و فرهنکهای بشری (اوت ۱۹۳۸) ص ۴۹؛ بحث با اینشتین در بارۀ مسائل معرفتشناختی فیزیک اتمی (۱۹۴۹) ص ۶۱؛ وحدت معرفت (اکتبر ۱۹۵۴) ص ۱۰۵؛ اتم و شناخت بشری (اکتبر ۱۹۵۵) ص ۱۲۵؛ فیزیک و مسئلۀ حیات (فوریۀ ۱۹۴۹) ص ۱۳۹؛ واژهنامۀ آلمانی-فارسی: ص ۱۴۹؛ فهرست راهنما: ص ۱۵۹

فهرست مطالب فیزیک اتمی و شناخت بشری (۱) به زبان آلمانی:

Inhaltsverzeichnis

Einleitung

Licht und Leben ……………….۳

Vortrag bei der Eröffnungssitzung des II. Internationalen Kongresses für Lichttherapie, Kopenhagen, August 1932. Nature 131, 421 und 457, 1933. Die Naturwiss. 21, 245, 1933.

Biologie und Atomphysik……….…. ۱۳

Vortrag auf dem Internationalen Kongress für Physik und Biologie um Gedächtnis von Luigi Galvani, Bologna, Oktober 1937 Kongress Berichte, Bologna 1938.

Erkenntnistheoretische Fragen in der Physik und die menschlichen Kulturen..……………….. 23

Ansprache beim Internationalen Kongress für Anthropologie und Ethnologie, Kopenhagen 1938, gehalten anlässlich eines Kongressausfluges nach Schloss Kronborg, Helsingor. Nature 143, 268, 19.39.

Diskussion mit Einstein über erkenntnistheoretische Probleme in der Atomphysik………………………. ۳۲

Beitrag zu “Albert Einstein als Philosoph und Naturforscher”. ۷. Band der “library of Living Philosophers”, herausg. von P. A., Schlipp, Evanston 1949. Deutsche Ausgabe im Verlag W. Kohlhammer, Stuttgart 1955

Einheit des Wissens………………………. ۶۸

Beitrag zum Symposium über „The Unity of Knowledge” in Verbindung mit dem 200 jährigen Jubiläum der Columbia Universität, York, Oktober 1954. In „The Unity of Knowledge”, herausg. von Lewis Leary. Doubleday and Co., New York 1955.

Die Atome und die menschliche Erkenntnis 84

Vortrag auf einer Sitzung Dänischen Akademie der Wissenschaften, Kopenhagen, Oktober 1955. Akademie-Übersicht für 1955/56, S. 112

Die Physik und das Problem des Lebens

1957 vorgenommene Ausarbeitung einer Vorlesung in der Dänischen Medizinischen Gesellschaft, Kopenhagen, Februar 1949

Related links:

ورنر هایزنبرگ: حقیقت علمی و حقیقت دینی؛ نیلس بور: نور و حیات یک‌بار دیگر؛ نیلس بور: وابستگی علوم به یکدیگر؛ نیلس بور: فیزیک اتمی و فلسفه؛ ورنر هایزنبرگ: فیزیک و فلسفه؛ فون وایتسکر: جهان از نگاه فیزیک؛ نیلس بور: مجموعۀ آثار (۲)؛ ورنر هایزنبرگ: آن سوی مرزها؛ ورنر هایزنبرگ: جزء و کلّ؛ژاک مونو: تصادف و ضرورت (فهرست مطالب)؛ژاک مونو: تصادف و ضرورت

Kurztitelaufnahme:

Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis II, Friedrich Vieweg und Sohn, Braunschweig 1966: Rutherford-Gedenkvorlesung 1958

 نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری (۲)، فریدریش فی‌وگ و پسر، براونشوایگ، ۱۹۶۶، درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸(بخش ششم)

* * * *

 حسین نجفی‌زاده (نجفی زاده)، فروردین‌ماه ۱۳۹۴

—————————————————————————————

© انتشار برگردان فارسی: Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis II، نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری ( جلد دوم)، درس یادبود رادرفورد، حسین نجفی‌زاده (نجفی زاده)، به سیاقی که در این وبگاه آمده، بدون اجازۀ کتبی از www.najafizadeh.ir ممنوع است.

© Copyright 2015 by www.najafizadeh.ir All Rights Reserved.

 

 

 

 

 

 

 

 

Print Friendly
Categories: فلسفه و عرفان Tags:

نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II: درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸(بخش پنجم)

۱۳ فروردین ۱۳۹۴ Comments off

نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II: درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸ (بخش پنجم)

Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis: Band II

Rutherford-Gedenkvorlesung 1958

mit einem Vorwort von: Aage Bohr

Aufsätze und Vorträge aus den Jahren 1958-1962/Friedrich Vieweg und Sohn/Wiesbaden/Braunschweig, 1966

نوشته‌ها و گفتارها از سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲، فریدریش فی‌وگ و پسر/ براونشوایگ/۱۹۶۶

پیشگفتار از: ائه بور

Atomphysik und menschliche Erkenntnis II: Aufsätze und Vorträge aus den Jahren 1958-1962

برای دیدن نسخۀ اصلی، بنگرید به: http://sdrv.ms/Yz8tM

Niels Bohr Collected Works – ScienceDirect.com

نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری (جلد دوم)

Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis II

Rutherford-Gedenkvorlesung 1958

درس یادبود رادرفورد (۱۹۵۸)*

خاطراتی از بنیان‌گذار فیزیک هسته­ای و از سیر کارهایش

برای دیدن بخش اوّل، دوم، سوم، ,و چهارم، بنگرید به:نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II: درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸ (بخش اوّل، دوم، و سوم نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری II : درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸(بخش چهارم)

در آن سال­های بسیار پرثمری که رادرفورد بی‌خستگی­ در آزمایشگاه کاوندیش کار می‌کرد، من هم غالباً به کمبریج می­آمدم و به دعوت او سلسله درس‌هایی دربارۀ مسائل نظری پیشرفت نظریّۀ کوانتومی باتوجّه به نتایج شناخت‌شناسی نظری آن‌ها برگزار می‌کردم. و این هم برای ما دلگرمی‌ بزرگی بود تا دلبستگی پرشور و ذهن گشودۀ او را به چشم ببینیم که چگونه خود در آن پیشرفت‌هایی شریک بود که از حوزۀ پژوهشی‌ای که خود یافته بود بسیار فراتر می‌رفت، آنگونه که آن رشد باید ما را به آن سوی آن چشم‌اندازی راهبری می‌کرد که خود افق دید ما را در مراحل اوّلیّۀ پیشرفت محدود کرده بود.

درپی استفادۀ گسترده از روش­های ریاضی انتزاعی در کار بر روی مصالح تجربی دربارۀ پدیده‌های اتمی، که پیوسته رو به رشد داشت، تمامی مسئلۀ مشاهده درعمل هرچه بیشتر در صدر می‌آمد. این مسئله اساساً به همان اندازۀ خود علم فیزیک قدیم است. به‌همین سبب فیلسوفان یونان باستان که برای توضیح خصوصیّات ویژۀ مواد، قائل به تقسیم‌پذیری محدود هر ماده‌ای بودند، این امر را مسلّم می‌دانستند که زمختی حواس ما برای همیشه مانع آن شود تا بتوانیم تک‌تک اتم­ها را بی‌واسطه مشاهده کنیم. امّا این وضع امروز اساساً با ساخت دستگاه‌های تقویت‌کننده­ مانند اتاقک‌های ابر و شمارشگرها، که دراصل رادرفورد و گایگر خود برای انداه‌گیری شمار ذرّات آلفا-α و بار آن‌ها ساخته بودند، تغییر کرده است. پژوهش در دنیای اتم،­ چنان‌که دیدیم، خود محدودیّتی از شیوۀ تشریح را بر ما آشکار کرد، که خود ذاتی  کاربرد متعارف از زبان است که به ما در کار اطّلاع از محیط خود و تشریح رویدادهای زندگی روزانه کمک می­کند.

می­توان گفت که هدف آزمایش فیزیکی این است تا از طبیعت سؤال کنیم؛ و این همان پرسشی است که با نظر رادرفورد کاملاً هماهنگ است. امّا رادرفورد کامیابی خود در راه حلّ این مسئله را در گرو شهود خود می‌دانست، به‌گونه‌ای که او پرسش‌های خود را آن‌طور مطرح می‌کرد که سودمندترین پاسخ‌ها را به‌دست می‌داد. اگر قرار باشد طرح سؤال، دانش کلّی ما را وسعت بخشد، پس باید طبیعتاً هم خواستار آن باشیم که هم ثبت مشاهدات و  ساختار دستگاه‌ها و هم استفاده از  آن‌ها، که در تعیین شرایط آزمایش به کار می‌رود، به زبان متعارف تشریح شود. در آزمایش­های عملی فیزیکی این خواسته کاملاً محقّق است، زیراکه آرایش تجربی را از راه استفاده از اشیایی مانند حائل‌ها، و صفحه‌های عکّاسی معیّن می‌کنیم که آن­قدر بزرگ و سنگین است که کار با آن‌ها را می‌توان با مفاهیم فیزیک کلاسیک تشریح کرد، هرچندکه مسلّماً خصوصیّات آن مصالح، که ابزارهای ما، مانند بدن ما، از آن‌ها ساخته شده­است، اساساً وابسته به خصوصیّات و پایداری نظام‌های اتمی است که آن‌ها از آن درست شده است و تن به چنین تشریحی نمی‌دهد.

تشریح تجربه‌های کلّی تنها تقسیم­پذیری نامحدود سیر فضازمانی پدیده­ها را پیش‌شرط قرار نمی‌دهد، بلکه به رابطۀ همۀ مراحل آن‌ها هم در توالی بی‌وقفۀ علّت و معلولی نظر دارد. این دیدگاه دست‌آخر بر ظرافت اعضاء حسّی ما استوار است که برای درک تنها به برهم‌کنشی با اشیاء مورد آزمایش نیاز دارد که آن به‌قدری کوچک است که در شرایط معمول بدون تأثیر زیاد بر سیر اشیاء است. در بنای مفاهیم فیزیک کلاسیک این امرواقع بیان آرمانی خود را در این فرض می­یابد که می‌توان از برهم‌کنش میان شیء و دستگاه‌های مشاهده چشم‌پوشی یا آن را جیران کرد.

خصلت کلیّت که با اثر کوانتومی به‌صورت نمادین نشان داده می‌شود و با اصول فیزیک کلاسیک به‌کلّی بیگانه است، امّا این نتیجه را هم به‌بار می‌آورد که در مطالعۀ فرایندهای کوانتومی هر بررسی تجربی‌ای برهم‌کنشی میان شیء اتمی و دستگاه­های اندازه‌گیری را درخود نهان دارد – هرچند پراهمیّت در کار مشخّص‌کردن پدیده‌ها -، که تن به محاسبۀ خاصّی نمی‌دهد – اگر آزمایش بخواهد  هدف خود را محقّق کند، یعنی پاسخ‌های روشنی به پرسش‌های ما بدهد. در حقیقت شناخت این وضعیّت ما را ملزم می‌کند تا به شیوۀ تشریح آماری، باتوجّه به انتظار ما از پیدایی اثرات کوانتومی فردی در یک و در همان آرایش تجربی، پناه ببریم، و آن تناقض ظاهری‌ای را حلّ می‌کند که میان پدیده­هایی مشاهده می‌شود که ذیل شرایط آزمایشی‌ای اجرا می‌شود که یکدیگر را نفی می‌کند. هرقدر که این پدیده­ها در بدوامر متناقض بایکدیگر به‌نظر رسد، باید بر ما روشن باشد که آنها مکمّل یکدیگر است، به این معنی که همگی آن نتایجی را دربارۀ اشیاء اتمی استخراج می­کند که با زبان معمول می‌تواند بیان ­شود.

مفهوم مکملیّت الزام به صرف‌نظرکردن از تحلیلی جامع را در خود ندارد که گسترۀ پرسش‌های ما را محدود کند، بلکه فقط بر خصلت تشریحی عینی، مستقلّ از داوری ذهنی در همۀ آن حوزه­های تجربی تأکید دارد که در آنجا هر اطّلاع روشنی علی‌الاصول درنظرگرفتن آن شرایطی را ضروری می‌کند که ذیل آن‌ها آن نتایج به‌دست آمده است. از نظر منطقی، چنین وضعی، چنانچه مشهور است، از بحث­‌ در مسائل روان‌شناسی و جامعه­شناسی برمی‌خیزد که از سپیده‌دم پیدایی زبان، بسیاری از حرف‌ها در آن به معنای مکمّلی به‌کار رفته است. مسلّم است که در اینجا گاه با خصوصیّاتی سروکار داریم که تن به تحلیل کمّی نمی‌دهد، در حالی‌که آنچه خاصّ علوم دقیقه است کارش این است تا طبق برنامۀ گالیله هر تشریحی را بر اندازه­گیری‌های معیّن استوار کند.

با اینکه ریاضیات همیشه وسیله کمکی خوبی  بر انجام چنین کاری بوده است، باید بر ما این نکته روشن باشد که تعریف نمادهای ریاضی و عملیّات با آن‌ها بر استفادۀ ساده منطقی از زبان محاوره استوار است. ریاضیات را نباید یکی از شاخه­های علم دانست که بر مجموعه­ای از معلومات استوار است که از تجربه آغاز می‌کند، بلکه باید آن را چون پالایشی از زبان روزمرّه­ دانست که این آن معلومات را با وسایل مناسب برای نمایاندن مهیّا می‌کند، به‌طوری‌که شیوۀ بیان معمول با استفاده از کلمات هم بسیار نادرست از کار در می‌آید و هم بسیار دشوار. درست‌تر بگوییم که فرمالیسم ریاضی در مکانیک کوانتومی یا الکترودینامیک فقط قواعد محاسبه را در اختیار ما می­گذارد که در استنتاج انتظاراتی از مشاهداتی استفاده می‌شود که ذیل شرایط تجربی کاملاً مشخّص به دست آمده است و با مفاهیم فیزیک کلاسیک به‌درستی می‌تواند تشریح شود. خصلت جامع این تشریح فقط به این آزادی‌ که فرمالیسم ارائه می‌دهد بستگی ندارد تا این شرایط را به هر شیوۀ ممکن برگزینیم، بلکه به‌همان اندازه وابسته به این واقعیّت است که حتّی تعریف پدیده­‌های موضوع مشاهده برای تکمیل خود عنصری از بازگشت‌ناپذیری در سیر مشاهده را در خود نهان دارد که خود دراساس بر خصلت برگشت‌ناپذیزی مفهوم مشاهده تأکید دارد.

همۀ تناقضات تشریحی مکمّلی در مکانیک کوانتومی را طبیعتاً از همان آغاز بی‌ابهام‌بودن منطقی گرتۀ ریاضی منتفی می‌کرد، که باید هر خواستۀ مکملیّت را برآورده می‌کرد. این شناخت از آزادی متقابل در تعیین دو متغیّر بندادی مضاعف دلخواه، آن‌چنان‌که در صورتبندی هایزنبرگ از اصل عدم قطعیّت در سال ۱۹۲۷ بیان می‌شود، گامی نبود که اهمیّتی کمتر در روشن‌کردن مسئلۀ انداه‌گیری در مکانیک کوانتومی داشته باشد. در اینجا درواقع این نکته روشن شد که نمابش صوری مقادیر فیزیکی با عملگرهایی که تعویض‌پذیر نیست یکسره روابط طرد متقابل در عملیّاتی را بازتاب می‌دهد که به کمک آن‌ها مقادیر فیزیکی مربوطه را می‌توان تشریح و اندازه­گیری کرد.

 برای آنکه با این وضع‌واقع بیشتر آشنا شویم ناگزیر شدیم شمار زیادی نمونه­ بر چنین استدلالی ارائه دهیم. بدون توجّه به اهمیّت کلّی اصل برهم‌نهش در فیزیک کوانتومی، راهنمای مهمّ ما همواره در مطالعۀ دقیق‌تر مسئلۀ مشاهده  تحلیل کلاسیک ری‌لای از رابطۀ متقابل میان دقّت تصویر به‌دست آمده در میکروسکوپ و قدرت تفکیک ابزارهای طیف‌نگاری بود. در این مورد، تسلّط استادانۀ داروین بر روش­های فیزیکی -ریاضی گاه چندان کمتر هم پرفایده نبود.

با همۀ احترامی که برای پلانک از گزینش او در کلمات در ورود به مفهوم “کوانتوم عام کنش” یا برای ارزشی که پیشنهاد او در طرح فکر  «اسپین داخلی» دارد، قائلیم، نباید از نظر دور بداریم که چنین مفاهیمی تنها به روابط میان نتایج معیّن آزمایش باز می‌گردد، که آن‌ها را نمی‌توان در چارچوب شیوۀ تشریح کلاسیک جمع‌بندی کرد. اعدادی که مقادیر کوانتوم یا اسپین را با واحدهای متعارف فیزیکی بیان می‌کند، به اندازه­گیری­های مستقیم کنش‌های مشخّص کلاسیک یا تکان‌های چرخشی باز نمی‌گردد، بلکه آن‌ها را تنها از نظر منطقی با استفادۀ بی‌ابهام از فرمالیسم ریاضی مکانیک کوانتومی می‌توان توضیح داد. به‌ویژه ممکن‌نبودن اندازه‌گیری گشتاور مغناطیسی الکترونی آزاد، که بسیار دربارۀ آن بحث شده است، به‌کمک مغناطیس‌سنج معمول، به‌طور غیرمستقیم نشانی روشن مبتنی بر این واقعیّت است که در نظریّۀ دیراک اسپین و گشتاور مغناطیسی تنها بر تغییری در معادلۀ بنیادی حرکت هامیلتون استوار نیست، بلکه نتیجه‌ای از خصیصۀ شگفت تعویض‌ناپذیری در حساب عملگرهاست.

پرسش دربارۀ تفسیر درست مفاهیم مکملیّت و عدم قطعیّت، بدون بحث­های پرشور، به‌ویژه در اجلاس سولوی در سال­های ۱۹۲۷ و ۱۹۳۰،  ممکن نشد. در این نشست­ها، اینشتین با نفد خود از سر تیزبینی با ما به مبارزه برخاست، به‌طوری‌که این نقد در درجۀ اوّل انگیزه‌ای بر این کار شد تا تحلیل درست‌تری از کار ابزارها در جریان اندازه­گیری به‌دست دهیم. نکته‌ای مهمّ که امکان برگشت به تشریح روشن علّی را به‌قطع رد کرد، این شناخت بود که گسترۀ کاربردی بی‌ابهام از قوانین کلّی پایستگی ضربه و انرژی را به‌طور طبیعی آن وضعی محدود می‌کند که هر آرایش تجربی که تعیین مکان اشیاء اتمی در فضا و زمان را مجاز بداند، به‌طور اصولی انتقال مهارنشدنی تکان و انرژی را با مقیاس‌های ثابت بر روی دستگاه و ساعت­های تنظیم‌شده با آن در خود نهان دارد که آن‌ها بر تعریف نظام ارجاع به‌ناچار ضروری است. تفسیر فیزیکی صورتبندی نسبیّتی نظریّۀ کوانتومی سرانجام بر این امکان استوار است تا همۀ خواسته­های نظریّۀ نسبیّت در تشریح از استفادۀ دستگاه­های اندازه­گیری ماکروسکوپیکی را برآورده کند.

این وضع به‌خصوص در بحث دربارۀ اندازه­‌پذیری مقادیر میدان الکترومغناطیسی پدیدار شد، که لانداو و پایرلس آن را دلیلی جدّی برضدّ بی‌تناقض‌بودن نظریّۀ مکانیک کوانتومی مطرح کردند. بررسی‌های مفصّل در کاری مشترک با روزنفلد درعمل نشان داد که همۀ پیش‌بینی‌های مرتبط با این نظریّه می‌تواند برآورده شود، مشروط برآنکه طرد متقابل تعیین اندازۀ مقادیر الکتریکی و مغناطیسی میدان را و مشخّص‌کردن ترکیب فوتون‌های میدان را بجا مدّ نظر قرار دهیم. به وضعی مشابه در نظریّۀ پوزیترون بر می‌خوریم که در آن، هر آرایش تجربی مناسب در اندازه­گیری توزیع بار در فضا ضرورتاً سبب پیدایی مهارنشدنی زوج‌های الکترون­ می­شود.

خصیصه‌های نوعی میدان­های الکترومغناطیسی بستگی به خط‌کش‌های معیار ندارد، زیرا هردو ثابت­ اصلی – سرعت نور c و اثر کوانتوم h– تعیین کمیّت‌هایی با بعد «طول» یا «زمان» را مجاز نمی‌دارد. نظریّۀ الکترونی نسبیّتی امّا بار e و جرم m الکترون را دربر دارد و خصیصه‌های مهمّ پدیده‌ها به امتداد فضایی‌ای از مرتبۀ  h/mc محدود می­شود. این واقعیّت که این طول هنوز در مقایسه با آنچه «شعاع الکترون»  e2/mc2  می‌نامیم بزرگ‌تر است، که خود کاربرد روشن از مفاهیم در نظریّۀ الکترومغناطیس کلاسیک را محدود می‌کند، این فرض را پیش می‌کشد که هنوز هم بر درستی  الکترودینامیک کوانتومی جایی باقی می‌ماند، هرجندکه بسیاری از نتایج آن در آزمایش­های عملی با دستگاه­های اندازه‌گیری­ای که آنقدر بزرگ است که می‌تواند اجازۀ صرف‌نظر کردن عنصر آماری در ساختمان آن و استفادۀ آن را بدهد، بررسی نشده­است. مسلّم است که چنین دشواری‌هایی مانعی است تا برهم‌کنش‌های تنگاتنگ میان ذرّات اصلی ماده را بررسی کنیم که شمار آن‌ها با کشفیّات نو به‌طور اساسی افزایش یافته­ است. در پژوهش دربارۀ برهم‌کنش‌های آن‌ها به‌همین سبب باید بر شیوۀ تشریحی تازه‌ای تمرکز کنیم که از چارچوب مکانیک کوانتومی امروزی بازهم فراتر می‌رود.

لازم به یادآوری نیست که چنین مسائلی در تشریح خصوصیّات شیمیایی و فیزیکی معمول مواد براساس مدل اتمی رادرفورد پدیدار نمی­شود، که در تحلیل آن‌ها تنها از خصوصیّات مشخّص کاملاً معیّن ذرّات، که اتم از آن‌ها درست شده است، استفاده می‌شود. در اینجا تشریح مکمّلی عملاً مطالعۀ مناسب از مسئلۀ پایداری اتم را ممکن می­کند که از همان آغاز با آن رودررو بودیم. به‌همین دلیل توضیح قوانین طیفی و پیوندهای شیمیایی به شرایط آزمایشی‌ای اشاره دارد که در رابطه‌ای بر اساس طرد متقابل بایکدیگر قرار دارد، به‌طوری‌که بازبینی دقیق از مکان و جابه‌جایی الکترون­های منفرد در نظام اتمی را مجاز می‌دارد.

در اینجا برای ما بسیار مهمّ است که بدانیم، کاربرد سودمند فرمول­های ساختاری در شیمی منحصراً و تنها براین واقعیّت استوار است که هسته­های اتم بسیار سنگین­تر از الکترون‌هایی است تا از راه آن‌ها از عدم‌قطعیّت در مکان هسته درمقایسه با ابعاد مولکولی بتوان صرف‌نظر کرد. با نگاهی به سیر پیشرفت­های گذشته درمی‌یابیم که این کشف که جرم اتم در حوزه­ای متمرکز است که در مقایسه با گسترۀ آن بسیار کوچک است، در حقیقت کلیدی بر فهم حوزۀ تجربی بسیار گسترده‌ای بوده است که هم ساختار بلوری اجسام صلب و هم نظام‌های مولکولی پیچیده را دربرمی­گیرد که حامل خصوصیّات ارثی ارگانیسم‌های زنده است.

روش­های نظریّۀ کوانتومی چنانچه می‌دانیم در توضیح بسیاری از مسائل مربوط به ساختار و پایداری هستۀ اتم سهم بسیار زیادی داشته است. به برخی از وجوه چنین مسائلی که زودهنگام کشف شده بود، در فرصتی که می­خواهم نقل از خاطراتم از رادرفورد را پی بگیرم اشاره خواهم کرد. امّا این کار هم شاید از چارچوب این درس یادبود فراتر رود، اگر بکوشم تشریحی مفصّل از دیدگاهی که باشتاب روبه‌رشد دارد از ساختار درونی هستۀ اتم به‌دست دهم، که با کار نسل امروزی فیزیک‌دانان تجربی و نظری به‌وجود آمده است. این پیشرفت کهن‌سالانی را که در میان ما هستند به یاد توضیح تدریجی ساختار الکترونی اتم در نخستین دهه‌های پس از کشف بنیادین رادرفورد می­اندازد.

* * * *

* متن حاضر ویرایش کامل آن درسی است که در یکی از نشست­های انجمن فیزیک لندن در کالج سلطنتی علم و فنّاوری در بیست‌و‌هشتم نوامبر ۱۹۵۸ بدون نوشته ارائه شده است.

——————————————————————————

  فهرست مطالب:نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری (جلد دوم):

  •  فیزیک اتمی و فلسفه: علیّت و مکملیّت: نوشته‌ای برای “فلسفه در میانۀ سده”، فلورانس، ۱۹۵۸؛ بنگرید به: نیلس بور: فیزیک اتمی و فلسفه
  •  یکپارچگی شناخت بشری: سخنرانی در همایش “بنیاد اروپایی فرهنگ”، در کپنهاگ، اکتبر ۱۹۶۰، اروپا، ماهنامه سیاسی، علمی، فرهنگی، اوت ۱۹۶۱؛ بنگرید به: نیلس بور: یکپارچگی شناخت بشری
  •   وابستگی علوم به یکدیگر: سخنرانی در همایش بین‌المللی علوم داروسازی در کپنهاگ، اوت ۱۹۶۰؛ نیلس بور: وابستگی علوم به یکدیگر
  •   نور و حیات – یک‌بار دیگر: سخنرانی نیلس بور در آیین گشایش مؤسّسۀ ژنتیک دانشگاه کلن، ژوئن ۱۹۶۲؛ نیلس بور: نور و حیات – یک‌بار دیگر
  •  درس یادبود رادرفورد، ۱۹۵۸: یادبود بنیان‌گذار فیزیک هسته‌ای، ۱۹۶۱

فهرست مطالب جلد دوم به زبان آلمانی:

Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis: Inhaltsverzeichnis (Band II)

 Atomphysik und Philosophie — Kausalität und Komplementarität 1

Beitrag zu „Philosophy in the Mid-Century”, herausgegeben von R. Klibansky. La Nuova Italia Editrice, Florenz 1958. Max Planck Festschrift, VEB Verlag der Wissenschaften, Berlin 1958.

Die Einheit menschlicher Erkenntnis 8

Vortrag auf dem Kongress der „Fondation Européenne de la Culture” in Kopenhagen, Oktober 1960. Europa, Monatszeitschrift für Politik, Wirtschaft, Kultur, August 1961.

Die Verbindung zwischen den Wissenschaften 17

Vortrag auf dem Internationalen Kongress der Pharmazeutischen Wissenschaften in Kopenhagen, August 1960.

Licht und Leben — noch einmal 23

Vortrag anlässlich der Einweihung des Instituts für Genetik der Universität Köln, Juni 1962. Unvollendetes Manuskript. Die Naturwissenschaften 50, 725, 1963.

Rutherford-Gedenkvorlesung 1958: Erinnerungen an den Begründer der Kernphysik und an die von seinem Werk ausgehende Entwicklung 30

1961 vollendete Ausarbeitung einer auf der Sitzung der „Physical Society” in London im Imperial College of Science and Technology am 28. November 1958 ohne Manuskript gehaltenen Vorlesung.. Proceedings of the Physical Society, London, 78, 1083, 1961.

Die Entstehung der Quantenmechanik 75

Beitrag zu „Werner Heisenberg und die Physik unserer Zeit”. Verlag Friedr. Vieweg & Sohn, Braunschweig 1961.

Die Solvay-Konferenzen und die Entwicklung der Atomphysik 80

Vortrag auf der 12. Solvay-Konferenz in Brüssel, Oktober 1961. In „La Théorie Quantique des Champs”, Interscience Publishers, New York 1962.

فهرست مطالب: نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری (جلد اوّل):

Atomphysik und menschliche ErkenntnisALEPH/NBAlibrary،http://www.worldcat.org/oclc/488876558

مقدّمۀ مترجم: ص ۹؛ دربارۀ مؤلّف: ص ۱۱؛ پیشگفتار: ص ۱۳؛ درآمد: ص ۱۵؛ نور و حیات (اوت ۱۹۳۲): ص ۱۹؛ زیستشناسی و فیزیک اتمی (اکتبر ۱۹۳۷): ص ۳۳؛ فلسفۀ طبیعی و فرهنکهای بشری (اوت ۱۹۳۸) ص ۴۹؛ بحث با اینشتین در بارۀ مسائل معرفتشناختی فیزیک اتمی (۱۹۴۹) ص ۶۱؛ وحدت معرفت (اکتبر ۱۹۵۴) ص ۱۰۵؛ اتم و شناخت بشری (اکتبر ۱۹۵۵) ص ۱۲۵؛ فیزیک و مسئلۀ حیات (فوریۀ ۱۹۴۹) ص ۱۳۹؛ واژهنامۀ آلمانی-فارسی: ص ۱۴۹؛ فهرست راهنما: ص ۱۵۹

فهرست مطالب فیزیک اتمی و شناخت بشری (۱) به زبان آلمانی:

Inhaltsverzeichnis

Einleitung

Licht und Leben ……………….  ۳

Vortrag bei der Eröffnungssitzung des II. Internationalen Kongresses für Lichttherapie, Kopenhagen, August 1932. Nature 131, 421 und 457, 1933. Die Naturwiss. 21, 245, 1933.

Biologie und Atomphysik……….…. ۱۳

Vortrag auf dem Internationalen Kongress für Physik und Biologie um Gedächtnis von Luigi Galvani, Bologna, Oktober 1937 Kongress Berichte, Bologna 1938.

Erkenntnistheoretische Fragen in der Physik und die menschlichen Kulturen..……….. . . . . . . . ..  ۲۳

Ansprache beim Internationalen Kongress für Anthropologie und Ethnologie, Kopenhagen 1938, gehalten anlässlich eines Kongressausfluges nach Schloss Kronborg, Helsingor. Nature 143, 268, 1939.

Diskussion mit Einstein über erkenntnistheoretische Probleme in der Atomphysik……………………….  ۳۲

Beitrag zu “Albert Einstein als Philosoph und Naturforscher”. ۷. Band der “library of Living Philosophers”, herausg. von P. A., Schlipp, Evanston 1949. Deutsche Ausgabe im Verlag W. Kohlhammer, Stuttgart 1955.

Einheit des Wissens………………………. ۶۸

Beitrag zum Symposium über „The Unity of Knowledge” in Verbindung mit dem 200 jährigen Jubiläum der Columbia Universität, York, Oktober 1954. In „The Unity of Knowledge”, herausg. von Lewis Leary. Doubleday and Co., New York 1955.

Die Atome und die menschliche Erkenntnis 84

Vortrag auf einer Sitzung Dänischen Akademie der Wissenschaften, Kopenhagen, Oktober 1955. Akademie-Übersicht für 1955/56, S. 112.

Die Physik und das Problem des Lebens

1957 vorgenommene Ausarbeitung einer Vorlesung in der Dänischen Medizinischen Gesellschaft, Kopenhagen, Februar 1949.

————————————————–

Related links:

ورنر هایزنبرگ: حقیقت علمی و حقیقت دینی؛ نیلس بور: نور و حیات یک‌بار دیگر؛ نیلس بور: وابستگی علوم به یکدیگر؛ نیلس بور: فیزیک اتمی و فلسفه؛ ورنر هایزنبرگ: فیزیک و فلسفه؛ فون وایتسکر: جهان از نگاه فیزیک؛ نیلس بور: مجموعۀ آثار (۲)؛ ورنر هایزنبرگ: آن سوی مرزها؛ ورنر هایزنبرگ: جزء و کلّ؛ژاک مونو: تصادف و ضرورت (فهرست مطالب)؛ژاک مونو: تصادف و ضرورت

Kurztitelaufnahme:

Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis II, Friedrich Vieweg und Sohn, Braunschweig 1966: Rutherford-Gedenkvorlesung 1958

 نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری (۲)، فریدریش فی‌وگ و پسر، براونشوایگ، ۱۹۶۶، درس یادبود رادرفورد ۱۹۵۸(بخش چهارم)

* * * *

 حسین نجفی‌زاده (نجفی زاده)، فروردین‌ماه ۱۳۹۴

—————————————————————————————

© انتشار برگردان فارسی: Niels Bohr: Atomphysik und Menschliche Erkenntnis II ،  نیلس بور: فیزیک اتمی و شناخت بشری ( جلد دوم)، درس یادبود رادرفورد، حسین نجفی‌زاده (نجفی زاده)، به سیاقی که در این وبگاه آمده، بدون اجازۀ کتبی از www.najafizadeh.ir ممنوع است.

© Copyright 2015 by www.najafizadeh.ir All Rights Reserved. 

 

 

 

 

Print Friendly
Categories: فلسفه و عرفان Tags: